محمد على مجاهدى

515

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

مطلع بند پانزدهم تا تو شدى كشته ، ما بىسروسامان شديم * يكسره ، سرگشته كوه و بيابان شديم بيت رابط بند پانزدهم چو ساربان عزا ، نواخت بانگ رحيل * سر تو شد روى نى ، گمشدگان را دليل مطلع بند شانزدهم چو نيزه شد سربلند از سرِ سرِّ وجود * شمع صفت جلوه كرد شاهد بزم شهود بيت رابط بند شانزدهم كاش دل ( مفتقر ) درين عزا خون شدى * در عوض اشك كاش ، ز ديده بيرون شدى 50 . شباب شوشترى ( سده سيزده و چهاردهم هجرى ) زندگينامه متأسفانه به خاطر عدم دسترسى به كليّات اشعار شباب شوشترى ، چاپ بمبئى سال 1215 ه . ق و مقدّمه‌اى كه محمد بن كريم بن محمد شوشترى بر آن نگاشته است ، از زندگينامه اين شاعر پرآوازه آيينى مطلبى به دست نياورديم جز اينكه با ملّا فتح اللّه ( وفائى ) شوشترى ( متوفاى 1303 ه . ق ) معاصر و معاشر بوده است و نامش را ملّا عباس و تخلّص شعرىاش را ( شباب ) ذكر كرده‌اند . « 1 » در مقدمه كه بر نمونه‌هايى از اشعار او نوشته‌اند آمده است : « . . . مرحوم ملا عباس شوشترى كه در حدود سال‌هاى 1300 هجرى در شوشتر مىزيسته ، از دوران جوانى بلكه از طفوليّت به گفتن شعر مسلّط بوده است به طورى كه در مقدّمه ديوان او - چاپ بمبئى - نوشته شده شاعرى جوان مؤدب و بىآلايش ، دانشمند و به تمام فنون شعر آگاه بوده است . اجداد او تماما از تجّار و بازرگانان شوشتر محسوب مىشدند ولى خود او به شغل عطّارى سرگرم ولى ذوق شعرى او به حدّ اعلى رسيده است كه توانسته است اين همه اشعار و قصايد طولانى و در عين حال عرفانى و بىعيب سروده است كه اكثرا درباره اهل بيت - عليهم السلام - و مقدارى هم دربارهء بزرگان آن زمان سروده . . . » « 2 »

--> ( 1 ) . فرهنگ سخنوران ، دكتر ع . خيّامپور ، تبريز ، سال 1340 ، ص 292 . ( 2 ) . ديوان وفايى ( ملّا فتح اللّه شوشترى ) به انضمام چند قصيده از شباب شوشترى ، چاپ اول ( انتشارات حق‌بين ، قم ، 1370 ) ، ص 135 .